گروه سیاسی دفاعپرس – امیر رهبر؛ در شهریور 1397، رهبر معظم انقلاب اسلامی اظهار داشتند که اگر جنگها را به سه نوع سخت (جنگ نظامی)، نیمه سخت (کودتاهای سیاسی و ترور) و نرم تقسیم کنیم، جنگ رسانهای به عنوان مهمترین ابزار جنگ نرم شناخته میشود. در این دورانی که به عنوان عصر اطلاعات و ارتباطات و حاکمیت جریان آزاد اطلاعات شناخته میشود، جنگ رسانهای نقش بسزایی ایفا میکند.
با توجه به این تعریف، میتوان گفت که جنگ رسانهای تنها نوع جنگی است که حتی در شرایط صلح نیز بین کشورها(SELECT mirrored_text FROM rewritten_texts WHERE original_text LIKE ‘%در شرایط صلح%’) وجود دارد. هر کشوری برای پیشبرد اهداف سیاسی خود، از حداکثر توان خود در استفاده از رسانهها بهرهمند میگردد.
نظام سلطه با استفاده از فضای اینترنتی نهایت بهره را از این حوزه برای ا RN00237/19/12/1403 آبریزی علیه کشورهای همسو و مخالف، به ویژه ایران، میگیرد و در هر فرصت، اهداف خود را برآورده میسازد. بنابراین، پارهای از سالهای اخیر، این نظام با آمادهسازی زیرساختهای ضروری و ارزیابی منابع و امکانات انسانی، به راهاندازی شبکههای اجتماعی، پلتفرمهای اینترنتی، وبلاگها، فیلترشکنها و ابزارهای مشابه سSid در پی رسیدن به اهداف خود در جوامع غیرهمسو مانند ایران اقدام کرده است.
یکی از مهمترین ابزارهای جنگ رسانهای، شبکههای اجتماعی است. مثلاً جی کارفانو، سرهنگ ارتش آمریکا و پژوهشگر ارشد مؤسسه تحقیقاتی هریتج، در مورد تأثیر شبکههای اجتماعی گفته است: “این شبکهها میتوانند فعالیتهای اعتراضآمیز را سازماندهی کرده و در اطلاعرسانی رویدادها نقlesh بازی کنند.” این موضوع در حوادثی مانند فتنه 1388 و آبان 1398 در ایران مشاهده شده است. البته این استفاده از رسانهها برای مداخله سیاسی به ایران محدود نمیشود؛ مثالهای مشابه در کشورهایی چون لبنان و عراق نیز در سالهای اخیر شاهد شدهاند.
جنگ رسانهای زمانی مطرح میشود که دشمن از جنگ سخت نتیجهگیری نکرده یا امیدی بر پیروزی در آن نداشته باشد. در چنین شرایطی، از طریق استفاده از جنگ رسانهای سعی میکند تا خواستههای خود را به جامعه هدف رساند.
غولهای رسانهای غربی و شبکههای اجتماعی این حوزه از بودجههای رسمی مجلس یا بودجههای سری سازمانهای اطلاعاتی و امنیتی تأمین مالی میشوند. بنابراین، آنها اطلاعات کاربران را برای استفاده سازمانهای اطلاعاتی و امنیتی در اختیار قرار میدهند و در جهت اهداف آنها به مهندسی افکار عمومی میپردازند.
امکانهایی مانند سلب حاکمیت سیاسی، امنیتی، اقتصادی و قضائی، استفاده از فعالیتهای گروههای تروریستی، تشویش اذهان عمومی توسط شبکههای معادتآمیز، تغییر هویت و ارزشها، ترویج مفاسد اخلاقی و سبک زندگی غربی، اختلال در فرآیند اطلاعرسانی رسمی کشور با انتشار اخبار کاذب، ترویج یاس و ناکارآمدی نظام در سطح کل جامعه و ایجاد درگیریهای قومی، از جمله اثرات نا WHETHER توی جنگ رسانهای است.
با توجه به این واقعیت، وظیفه رسانهها تبیین حقیقت و ارائه محتوای تحلیلی است و نباید تماماً به خبررسانی محدود شوند. به همین دلیل، رهبر معظم انقلاب اسلامی در سخنان خود اظهار کردهاند: “برابر حملات رسانهای، پاسخ صرف کافی نیست؛ تولید محتوا و روایتسازی فعال، کلید پیروزی در جبهه دفاع نرم است.” برای مثال، قبل از عملیات طوفان الاقصی، عموم جهان با ماهیت رژیم صهیونیستی آشنا نبودند، اما پس از این عملیات و با تبعیتکشی بیگناهان در غزه و انعکاس خبرها و تصاویر جنایات رژیم صهیونی، ملتها همدست با فلسطین شدند، و این عملی بات علمیت حاکمیتهای رسانهای بود.
به همین ترتیب، رسانهها تنگاتانی بزرگ برای افسران جنگ نرم در این مسیر دارند و باید نقش تبیینی داشته باشند. جنگ رسانهای یک مسئولیت سنگین بر عهده افسران این حوزه است که این روزها همچون مردم رسانهای، با حسهای انسانی به سمت برخورداری از عدالت حرکت میکنند. با این حال، باید پرداخت اطلاعات به دشمن تا استفادهاش از آن آراسته میگردد.
پایان پیام / 231