حسین شریعتمداری در نقد اظهارات رافائل گروسی، مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی، نوشته است. گروسی در یک کنفرانس خبری در ژاپن به فعالیتهای هستهای ایران اشاره کرده و از ایران خواسته است که ثابت کند هدف آن تولید سلاح هستهای نیست. این اظهارات با آنقدر بیموردی و خودکامگی همراه بوده که سازمان انرژی اتمی ایران شخصاً بر آن واکنش نشان داده است. با این حال، مسأله بیش از این پیچیدهتر میشود.
تأکید بر برائتگری از اتهام از اصلهایی است که در هر نظام حقوقی به آن پایبندی میشود. بر اساس این اصل، اتهامکنندهها باید شواهد و مدارکی برای اثبات ادعا خود ارائه دهند. بنابراین، آقای گروسی برای اثبات ادعای خود باید مدارک و شواهدی ارائه کند که ایران به تولید سلاح هستهای روی آورده است. اما چنین ادلهای تاکنون ارائه نشده است.
تاریخ بازرسیها توسط آژانس بینالمللی انرژی اتمی نشان میدهد که ایران بیشترین تعداد بازرسیهای دقیق و گسترده را تجربه کرده است. این بازرسیها طی دورههای مختلف پایدار بر صلحآمیز بودن برنامه هستهای ایران تأکید کردهاند. ادعای اخیر گروسی، ضمن آن که مضحک و بیمنطق است، نشاندهنده خلاف این واقعیت است.
یکی دیگر از نکات مهم، بررسی میراث و عملکرد گروسی در آژانس است. مثلاً، در طول مذاکرات هستهای، موضوعاتی مطرح شدهاند که به فعالیتهای مشکوک ایران در گذشته اشاره داشتهاند. ایران این موضوعات را با مستندات و شواهد منفیسازی کرده است و آژانس نهایتاً ماجرا را تموم شده اعلام کردهاست. با این حال، گروسی در این مسیر نقشی منفی داشته و حتی برای برداشtnم گزارشهای تبرئهای ایران فشار آورده است.
برخی منابع نیز به دشمنی نسبی گروسی با ایران و همپایی او با آمریکا و اسرائیل اشاره میکنند. شایان ذکر است که رسانهها به سرعت مشکوکی در مرگ یوکیا آمانو، پیشینه مدیرکل آژانس، اشاره کردهاند، که همزمان با تلاشهای گروسی برای پس گرفتن گزارشهای تبرئهای ایران بودهاست.
در نهایت، شواهدی که ارائه شدهاند، این حکم را ضد گروسی میکنند. او یا مدیریت سازمان جاسوسی موساد را دارد، یا حتماً صلاحیت کافی برای مدیریت آژانس دنیا را ندارد. به همین دلیل، مسئولان ایران باید از شرکت گروسی در مسائل هستهای ایران خودداری کنند.